مزاج سازگار با تغذيه ايرانيان
ايرانيان در طول تاريخ همواره در علم و ادب و هنر پيشتاز بودهاند، بهطوريكه بسياري از انديشمندان و مورخين غرب بر اين نكته اذعان دارند.
مزاج سازگار با تغذيه ايرانيان
در این پست از #عطار_گرام قصد داریم مزاج سازگار با تغذیه ایرانیان را خدمت شما عزیزان معرفی کنیم.
#ايران يكي از كانونهاي اوليه فرهنگ و تمدن بشري در جهان است و اين سرزمين از هزاران سال پيش در بسياري از علوم سرآمد بوده است. ايرانيان در طول تاريخ همواره در علم و ادب و هنر پيشتاز بودهاند، بهطوريكه بسياري از انديشمندان و مورخين غرب بر اين نكته اذعان دارند.
يكي از علوم مهم كه همگي به آن ميباليم، #طب_قديم_ايراني است كه ريشه در #فرهنگ چند هزار سالهي اين آب و خاك دارد و شاخهاي از آن با عنوان تدابير غذايي #طب_ايراني داراي شهرتي جهاني است. اين شاخه از طب، در زندگي انسانها وظيفه حفظ سلامتي و درمان دردها را بر عهده داشته، شادابي و عمري مفيد را براي آنها به ارمغان ميآورد. طب ايراني برنامه غذايي انسانها را طوري ارائه ميدهد و به گونهاي با زندگي افراد عجين مي شود كه يك فرد در محرومترين نقاط اين كره خاكي نيز ميتواند با حفظ سلامتي كامل، زندگي خود را بگذراند و نياز به هيچ نوع درمان و دارويي نداشته باشد.
پزشكان بزرگ ايراني همچون، #رازي و #بوعلي_سينا و #جرجاني توانستند طب ايراني را احيا كرده، اين علم را كه ميراث گذشتگانشان بود و قدمتي به بلنداي تاريخ داشت را در #دانشگاه_جندي_شاپور كه يكي از مهمترين دانشگاههاي پزشكي جهان بود، عملي و به دنيا عرضه كنند. همگان بايد مباهات كنيم كه كتب معتبري همچون قانون در طب، الحاوي، اعراض الطبيعيه و بسياري ديگر كه صدها سال به عنوان كتب مرجع پزشكي مورد استفاده در محافل بزرگ علمي بودند، تاليف حكيمان انديشمند ايراني ميباشند.
قبل از اسلام پيامبر ايراني، زرتشت، بهترين آيين بهداشت و درمان را به دنياي آن روز عرضه نمود و سپس اسلام و پيامبر خاتم با كلمه توحيد و كتاب آسماني قرآن كاملترين آموزهها را براي سعادتمندي ما به ارمغان آوردند و حكماي ما با الهام از اين هديههاي الهي، پايههاي اساسي طب ايراني اسلامي را بنا نهادند. ايرانيان يكتاپرست همواره داراي علم، تقوا، فضيلت، هنر و كشوري آباد بودند و به همين دليل هميشه مورد تاختوتاز قرار ميگرفتند و اين كار هنوز هم ادامه دارد.
مهاجمان، علم ما را به يغما ميبردند و به نام خود ثبت ميكردند. استعمار نو برخي از دانش آموختههاي ما را آنچنان از خود بيگانه كرد كه از روي ناآگاهي به اين باور رسيدند كه اين ملت در گذشته هيچ نداشته و هر آنچه اكنون دارد ثمرهي علم و دانش بيگانگان است. در حاليكه هر شخص با كمترين نگاه به تاريخ و گذشته اين سرزمين به اين موضوع پي ميبرد. براي مثال در حوزهي پزشكي، بسيار پيش از ظهور طب مدرن، در ايران بهترين اعمال پزشكي در كمال دقت انجام ميگرفته است. آيا از شهر سوخته چشم مصنوعي با آن ظرافت با قدمت بيش از پنج هزار سال به دست نيامده است؟ اين كشف سندي زنده و مطمئن از روشهاي درماني طب سنتي ايران است. روشهايي مجرب، كم هزينه و شفابخش. آيا واقعاً براي ايرانيان بلا و بيماري وجود نداشت يا اينكه حكيمان حاذق و آزموده سلامتي آنها را باز ميگرداندند؟ آيا ملت ايران در قديم نياز به جراحي پيدا نميكرد؟ آيا استخوانهاي مردم در گذشته نميشكست؟ آيا دچار سوءتغذيه نميشدند؟ آيا زنان در سالهاي دور زايمان نميكردند؟ آيا دچار عفونت نميشدند؟ مسلماًَ مردم سرزمين ما نيز به بيماريهاي گوناگون مبتلا ميشدند اما اين حكيمان حاذق و آگاه بر طب بودند كه آنها را درمان ميكردند.
ايراني به خوراك و نوشيدني، نوع غذا، چگونگي پخت آن، ظرف مورد استفاده، روغن و نان مورد مصرفاش اهميت ميداد. حمام ايراني براي او همچون درمانگاه بود.
ايراني آب چشمه مينوشيد. كود حيواني به كشتزارش ميداد. مزاج مسكناش را با مزاج خود و اهل خانهاش تطبيق ميداد.
ايراني تن سالمي داشت چون ميدانست چگونه بخورد و چه بنوشد.
ايراني كمتر نياز به جراحي داشت چون داروي همه دردهايش را در آفرينش خداي يكتا جستجو ميكرد.
ايراني به سلامت جسم و روح خود اهميت ميداد و زندگي خود را بر پايهي رابطهي تنگاتنگ با طبيعت به پيش ميبرد.
در مكتب بزرگ ايراني اسلامي كه ريشه در ايمان و عشق به آفرينش خداي يكتا دارد، برجستهترين افراد با برترين انديشهها، در شاخههاي مختلف علم پرورش يافتهاند. اينان مصداق جمله پيامبر بزرگ اسلاماند كه فرمودند: علم اگر در ثريا باشد مرداني از پارس به آن دست خواهند يافت.
در علم طب نيز پزشكان ايراني با دستاني شفابخش به مداواي بيماران ميپرداختند. همواره شفا در دستان پزشكاني است كه در درمان، تفكر الهي دارند. در گذشته به پزشكان ايراني حكيم هم ميگفتند چون يك پزشك علاوه بر طبابت بايد علوم اخلاق، منطق، فلسفه، نجوم و طبيعت را ميآموخت و بعد به مداواي بيماران ميپرداخت. پزشكان ايراني در گذشته در بهترين مكتب اخلاق پزشكي آموزش ميديدند و آن را به كار ميبستند. بوعليسينا كه نامش در طب سنتي ايران ميدرخشد به تمام علوم زمان خود احاطه داشت، كه اين موضوع در كتاب قانون بوعلي سينا به وضوح احساس ميشود.







